چه قدر سرم گیج می رود و چه قدر چشمانم سیاهی ...
خداوندا ...
تا کی باید هی حالم بد بشود و هی بخورم زمین و هی دندان درد بکشم و هی بی خواب شوم شب و نیمه شب و هی به خودم فحش بدهم ؟ تا کی ؟!
چشمانت را باز کن
من را ببین
ضعیف شده ام
ضعیف تر از همه ی موجودات ناتوان روی زمین ...
و این وسط هیچ کاری از دستم بر نمی آید !
